بادبان‌های صبور

شناسه محصول: RB1005
تک‌ نسخه

بادبان‌های صبور بازگشتِ تکه‌ای از دریا به خانه

«بادبان‌های صبور» تجسمِ عینی چرخه‌ی حیات و وفاداری به اصالتِ ماده است. قلب این اثر دکوراتیو، از تکه‌چوبی دریفت‌وود شکل گرفته که سال‌ها توسط امواج و ماسه‌ها صیقل خورده، فرسوده شده و داستانِ سفرهای بی‌شمار بر پهنه‌ی آب را در شیارها و بافتِ عمیق خود حفظ کرده است. ما در رَف، این تاریخچه‌ی طبیعی را پنهان نکرده‌ایم؛ بلکه با دست‌نخورده نگه داشتن فرمِ زمخت و اصیل چوب، اجازه داده‌ایم تا ماده خودْ روایتگرِ مسیرِ خویش باشد.

دکل‌ها و طناب‌های این قایق با ظرافتی بدوی و با الهام از کشتی‌های بادبانیِ کلاسیک در هم تنیده شده‌اند تا تضادی ماندگار میان سختیِ چوبِ کهن و پویاییِ فرمِ حرکت ایجاد کنند. این اثر برای کسانی خلق شده است که در جستجوی آرامش، اصالت و پیوندی بی‌واسطه با طبیعتِ بکر هستند. به دلیل ماهیتِ یگانه‌ی چوبِ دریفت‌وود، «بادبان‌های صبور» اثری کاملاً تک‌نسخه است که هیچ همتای دیگری در جهان نخواهد داشت.

هدیه به دوستان

این اثر را به دوستان و عزیزان خود هدیه کنید. ادامه مطلب

شرایط نگهداری

  • برای تمیز کردن مدل ها از پارچه نمدار استفاده کرده و از بکار بردن مواد شوینده و حلال ها اجتناب کنید.
  • مدل را در مقابل نور مستقیم خورشید و یا رطوبت بالا قرار ندهید.
  • از قراردادن مدل ها در معرض گرد و غبار بیش از حد اجتناب نمائید.
  • جهت مطالعه دستورالعمل تکمیلی نگهداری و مراقبت از آثار اینجا کلیک کنید.

راهنمای ثبت سفارش و تملک آثار

جهت آگاهی از مراحل سفارش اثر راهنمای سفارش را مطالعه کنید.

مشخصات اثر

اطلاعات کلی اثر در بخش زیر ارائه شده است. برای مشاهده و آگاهی از اطلاعات و مشخصات تکمیلی اثر می‌توانید از طریق مطالعه شناسنامه اثر و یا تماس با هنرمندان رف اقدام نمائید. 

وزن 0,53 کیلوگرم
ابعاد 31 × 16 × 38 سانتیمتر
مواد بکار رفته

پارچه متقال

,

دریفت وود

,

نخ کنفی

سال ساخت اثر

1403

نام هنرمند

مجید مقصودی

یادداشت هنرمند

دریا تا افق کشیده شده بود؛ پهنه‌ای از آبی تیره که زیر نور ماه چون فلزی صیقلی می‌درخشید. باد در بادبان‌های کهنه می‌پیچید و کشتی با ناله‌ای آرام بر شانهٔ موج‌ها بالا و پایین می‌رفت. بوی نمک، چوب خیس و ماجراجویی در هوا پراکنده بود؛ گویی هر موج رازی از سرزمین‌های دور و گنج‌های فراموش‌شده را با خود حمل می‌کرد.بر عرشه، فانوس‌ها در تاریکی می‌لرزیدند و سایهٔ دکل‌ها بر آب می‌افتاد. ستارگان چون چراغ‌های راهنما بر فراز اقیانوس می‌درخشیدند و افق ناشناخته، خدمه را به سوی خود می‌خواند. در آن سکوتِ آمیخته با صدای دریا، هر تختهٔ کشتی داستانی از طوفان‌ها، جزایر مرموز و سفرهایی داشت که هنوز به پایان نرسیده بودند.