در انتظار باد

شناسه محصول: RB1011
تک‌ نسخه

در انتظار باد | تأملی بر آمادگی و فرصت‌ها

»در انتظار باد» اثری مفهومی و استعاری است که با فرمی خالص و مینیمال خلق شده است. در نگاه نخست، حضور دکل و بادبان‌بندیِ بدون پارچه، نامِ اثر را با سؤالی عمیق مواجه می‌کند؛ شناوری که بادبان نگشوده اما در انتظار وزش باد است. این اثر نه فقط روایتی از سکون، بلکه پرسشی است درباره آمادگیِ انسان در برابر فرصت‌ها: آیا هنگام رسیدنِ بادهای موافق، توانِ همراهی و بهره‌گیری از آن‌ها را داریم؟

بدنه اصلی شناور از قطعه‌ای اصیل و کهنه‌کارِ چوب دریفت‌وود ساخته شده که اثر فرسایش آب و نمک بر بافت تیره و حفره‌های طبیعی آن هویداست. اتصالات، دکل و جزئیات ظریف طناب‌کشی‌ها با دست ساخته و مونتاژ شده‌اند. هم‌نشینی بافت سنگین چوب دریفت‌وود با پایه چوبی ساده، حس آرامش، تعلیق و تفکر را به فضاهای دکوراسیون داخلی، لوکیشن‌های معماری روستیک و مجموعه‌های خاص می‌بخشد.

هدیه به دوستان

این اثر را به دوستان و عزیزان خود هدیه کنید. ادامه مطلب

شرایط نگهداری

  • برای تمیز کردن مدل ها از پارچه نمدار استفاده کرده و از بکار بردن مواد شوینده و حلال ها اجتناب کنید.
  • مدل را در مقابل نور مستقیم خورشید و یا رطوبت بالا قرار ندهید.
  • از قراردادن مدل ها در معرض گرد و غبار بیش از حد اجتناب نمائید.
  • جهت مطالعه دستورالعمل تکمیلی نگهداری و مراقبت از آثار اینجا کلیک کنید.

راهنمای ثبت سفارش و تملک آثار

جهت آگاهی از مراحل سفارش اثر راهنمای سفارش را مطالعه کنید.

مشخصات اثر

اطلاعات کلی اثر در بخش زیر ارائه شده است. برای مشاهده و آگاهی از اطلاعات و مشخصات تکمیلی اثر می‌توانید از طریق مطالعه شناسنامه اثر و یا تماس با هنرمندان رف اقدام نمائید. 

وزن 0,25 کیلوگرم
ابعاد 29 × 6 × 33 سانتیمتر
مواد بکار رفته

چوب

,

دریفت وود

,

قطعات فلزی مستعمل

,

نخ پنبه‌ای

سال ساخت اثر

1403

نام هنرمند

مجید مقصودی

یادداشت هنرمند

سوفیا گفت: می‌تونم شیرجه بزنم. می‌دونی وقتی شیرجه می‌زنی چه حسی داره؟

 

مادربزرگش گفت: معلومه که دارم. همه چیز رو رها می‌کنی و آماده می‌شی و فقط شیرجه می‌زنی. می‌تونی جلبک‌ها رو روی پاهات حس کنی. قهوه‌ایه، و آب شفافه، هرچی به سمت بالا میره روشن‌تره، با کلی حباب. و سر می‌خوری. نفست رو حبس می‌کنی و سر می‌خوری و می‌چرخی و بالا میای، می‌گذاری خودت بلند شی و نفست رو بیرون بدی. و بعد شناور می‌شی. فقط شناور می‌شی، و همیشه با چشم‌های باز.

 

سوفیا گفت: طبیعتاً. مردم با چشم‌های بسته شیرجه نمی‌زنن.

“قطعه‌ای از ” کتاب تابستان” اثر تاو جانسون