روح رود

شناسه محصول: RB1006
تک‌ نسخه

روح رود خاستگاه یک مسیر؛ روایتی از نخستین مواجهه با فرم

«روح رود» نقطه‌ی آغازین و سرچشمه‌ی خلق تمامی مجسمه‌ها و شناورهای چوبی در استودیو رَف است. این اثر خاستگاهی اصیل دارد که از دل قطعه‌چوبی پیچ‌و‌تاب‌خورده در حاشیه‌ی یک رودخانه‌ی روستایی متولد شده است؛ چوبی که فرسایش طبیعی آب، فرمِ سینه‌ی آن را دست‌نخورده به شبیه‌ترین شکل ممکن به «سر یک اژدها» درآورده است.

بادبان‌های از جنس متقال و طناب‌کشی‌های اثر، عمدتاً به همان شکل اولیه حفظ شده‌اند تا یادآور اصالتِ نقطه آغاز و مسیرِ طی‌شده‌ی هنرمند باشند. پایه سنگیِ ورقی‌شکل نیز از همان حاشیه‌ی رودخانه گردآوری شده است. «روح رود» مانند یک اژدهای خفته بر روی پهنه آب، رازآلود و افسانه‌ای جلوه می‌کند؛ اثری تک‌نسخه‌ای و تاریخی که روحِ ماجراجویی و جستجوگری را به هر فضایی تزریق می‌کند.

هدیه به دوستان

این اثر را به دوستان و عزیزان خود هدیه کنید. ادامه مطلب

شرایط نگهداری

  • برای تمیز کردن مدل ها از پارچه نمدار استفاده کرده و از بکار بردن مواد شوینده و حلال ها اجتناب کنید.
  • مدل را در مقابل نور مستقیم خورشید و یا رطوبت بالا قرار ندهید.
  • از قراردادن مدل ها در معرض گرد و غبار بیش از حد اجتناب نمائید.
  • جهت مطالعه دستورالعمل تکمیلی نگهداری و مراقبت از آثار اینجا کلیک کنید.

راهنمای ثبت سفارش و تملک آثار

جهت آگاهی از مراحل سفارش اثر راهنمای سفارش را مطالعه کنید.

مشخصات اثر

اطلاعات کلی اثر در بخش زیر ارائه شده است. برای مشاهده و آگاهی از اطلاعات و مشخصات تکمیلی اثر می‌توانید از طریق مطالعه شناسنامه اثر و یا تماس با هنرمندان رف اقدام نمائید. 

وزن 0,84 کیلوگرم
ابعاد 32 × 14 × 35 سانتیمتر
مواد بکار رفته

پارچه متقال

,

دریفت وود

,

سنگ طبیعی

سال ساخت اثر

1402

نام هنرمند

مجید مقصودی

یادداشت هنرمند

“همچنان که خورشید پایین و سرخ بر آب می‌تابید، به اقیانوس قدم گذاشتم. آب هنوز بالا و قهوه‌ای و کدر است و خاطره طوفان آن را در خود دارد، بنابراین اگر چیزی زیر آن باشد، من آن را نمی‌دانم. اما این بخشی از این ندانستن است. تسلیم شدن در برابر احتمالات زیر سطح. در نهایت، این اقیانوس نبود که پدرم را کشت. آب آنقدر سرد است که پاهایم تقریباً بلافاصله بی‌حس می‌شوند. دستانم را به دو طرفم دراز می‌کنم و چشمانم را می‌بندم. به صدای برخورد آب با آب گوش می‌دهم. فریادهای گوشخراش پرستوهای دریایی و گیله‌مات‌ها در صخره‌های ساحل، صداهای نافذ و گرفته مرغ‌های دریایی بالای سرم. بوی جلبک دریایی و ماهی و عطر مبهم لانه‌سازی پرندگان در ساحل به مشامم می‌رسد. نمک لب‌هایم را می‌پوشاند، مژه‌هایم را پوسته پوسته می‌کند. فشار سرما را بر بدنم حس می‌کنم. شن‌ها در جزر و مد جابجا می‌شوند و از زیر پاهایم بیرون کشیده می‌شوند. کاملاً بی‌حرکت هستم. خورشید پشت پلک‌هایم سرخ است. اقیانوس مرا جابجا نخواهد کرد و سرما مرا با خود نخواهد برد.”

“بخشی از کتاب مسابقات ماه عقرب اثر مگی استیف‌واتر”